محمد تقي جعفري

257

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

مورد محبت قرار بدهد ؟ يقينا اين خود بينى و خود هشيارى براى عشاق مجازى نمىتواند امكان پذير بوده باشد ، زيرا همين كه خواست خود را براى خويشتن مطرح نمايد ، وواقعيت خود را دريابد ، با اين حقيقت رو برو خواهد گشت كه او داراى روحى بس عالىتر از آنست كه به دو چشم وابرو يا مقامى باخته ومستهلك شود . و گاهى هم پايدارى عشقش بهزاران قربانى انسانى نيازمند باشد . بسى عالىتر از آن پول است كه عصارهء جانهاى فلج شده ى آدميان مىباشد . بسى عالىتر از آن است كه قربانى ساخته هاى خيالات وتوهمات بىپايهء مغز بوده باشد . آن گاه با مقدارى دقت خواهد فهميد كه روحى كه در درون دارد ، آينهء بس صيقلى شده براى نشان دادن عظمتهاى هستى وجمال وجلال خداوندى است . انسانى كه داراى اين هويت الهى است ، چه اندازه بايد در درون خود بازيگرى صورت داده وهويتى در خارج از خود به نام معشوق بسازد و به صورت آن معشوق عشق بورزد پس در حقيقت عاشق مجازى اولا خود را مسخ مىكند و چيزى از خود مىسازد كه خدايش هم آن را نيافريده است ، سپس يك موجود ديگر را در خارج از ذاتش مورد بازيگرى قرار داده به صورت مطلق در مىآورد ومعشوقش مىنامد ، آنگاه اين خود مسخ شده با آن معشوق ساخته شده در هم مىآميزند وغائلهء عشق مجازى را به راه مىاندازند . 11 - كيفر عشق مجازى عاشقان از درد زان ناليده اند كه نظر ناجايگه ماليده‌اند ( 1 ) عاشقان لعبتان پر قذر كرده قصد خون وجان يكديگر

--> ( 1 ) دفتر چهارم ، ص 19 ب 50 . .